تبليغاتX
آیدا: درخت و خنجر و خاطره!

پنجشنبه هفدهم آبان 1386

هميشه مي‌پرسيدم از خودم چرا صادق هدايت چند بار اقدام به خود كشي كرد؟ چرا آخر سر جان شيرينش را با دستهاي خودش گرفت. يعني زندگي اينقدر برايش تلخ و عذاب آور بوده؟

هميشه از خودم مي‌پرسيدم چرا بعضي‌ها دست به خودكشي مي‌زنند؟ چرا؟ مگر چي كم داشتند تو زندگيشون مگه خدا نيافريده‌شون و نبايد جانشان را به خدا تسليم كنند؟ چرا يكي خودشو پرت مي‌كنه جلو مترو چرا يكي خودشو از رو پل مي‌اندازه پايين خودشو پرت مي‌كنه جلو ماشين ؟؟؟

الان ديگه خوب مي‌فهمم ما كه اين دنيا زندگي نكرديم اون دنيا هم بهشت مال از ما بهترونه تو جهنم هم حالا مي‌خواهد طبقه‌بندي بشه يا نشه فوقش به خاطر خودكشي بقيه جهنمي‌ها مي‌آيند به آدم دهن كجي مي‌كنند كه جاي ما از تو بهتره به درك مگه تو اين دنيا كم بهمون دهن كجي شد!

 ديگه از مرگ نمي‌ترسم.........

با تو اين تن شكسته   داره كم كم جون مي‌گيره

آخرين ذرات موندم   تو رگهام نميميره

با تو انگار تو بهشتم   با تو پر سعادتم من

ديگه از مرگ نمي‌ترسم.............

اگه رو حصير بشينم  اگه هيچ نداشته باشم

با تو من مالك دنيام  با تو در نهايتم من

نوشته شده توسط آيدا امير اصلاني در 14:20 |  لینک ثابت   •