تبليغاتX
آیدا: درخت و خنجر و خاطره!

پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386

خدانگهدار

 

هم‌زمان با روز جهاني ارتباطات و روز روابط عمومي تصميمي گرفتم كه به سمع و نظر شما دوستان مي‌رسانم: تا اطلاع ثانوي نه حوصله وبلاگ نوشتن دارم نه حوصله حرف زدن نه حوصله خودم رو.

 

قطع ارتباط در روز ارتباطات فكر كنم سرانجام خوبي داشته باشه. مي‌خواهم تا اطلاع ثانوي تو لاك تنهايي به سر ببرم. پاينده باشيد و شاد.............. تا برگردم به جامعه و دنياي ارتباطات

نوشته شده توسط آيدا امير اصلاني در 20:52 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم اردیبهشت 1386

سیم کارت های رند

در صفحات آگهي روزنامه‌ها ميشه مطالب جالبي پيدا كرد كه سوژه خنده براي خيلي از آدم‌ها بشه! امروز همين طوري داشتم صفحه آگهي روزنامه جام‌جم را ورق مي‌زدم كه ديدم يك قسمت‌اش مخصوص فروش سيم كارت بود. اون هم سيم‌كارت‌هاي رند رند! ولي هيچ رندي تو اين شماره‌ها ديده نمي‌شد. نمي‌دانيد با چه قيمت‌هايي هم اين شماره‌هاي به اصطلاح رند را براي فروش گذاشته بودند. جالب اين بود كه طرف براي اينكه سيم كارتش بفروش برود پيش خودش يه دودوتا چهارتاهايي كرده بود كه يه رابطه‌اي بين اعداد پيدا كند تا يه جورايي زوركي شماره‌اش رند جلوه كند.

خداييش هيچ رندي تو اين شماره‌ها به چشم نمي‌خورد. نمي‌شه شماره‌هاش رو تو وبلاگم بيارم چون دنبال دردسر نيستم ولي اگه مي‌آوردم بهتون نشون مي‌دادم كه چه استدلالهايي طرف آورده تا زوركي شماره‌شو رند نشون بده.

بد هم نيست من هم اين شماره داغونم را به قيمت 50 ميليون براي فروش بگذارم! كي به كيه! اين سيم كارت‌هاي رند هم فعلا شده يه راه كسب درآمد.

راستي اگر ناراحت بوديد، سر خورده‌شديد و كلا از زمين و زمان ناراحت بوديد يه سري به آگهي روزنامه‌ها بزنيد چون حتما سوژه‌اي براي خنديدن و شاد شدن پيدا مي‌كنيد.

نوشته شده توسط آيدا امير اصلاني در 1:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386

عمل زیبایی!

نظرتان در مورد جراحي پلاستيك و زيبايي چيه؟ به نظر شما بايد با آنچه كه خدا آفريده و به ما هديه كرده، دست و پنچه نرم كنيم؟

آخر درست است كه علم پيشرفت كرده و دكترها هم در زمينه‌هاي مختلف پزشكي تخصص زيادي پيدا كرده‌اند؛  ولي واقعا به چه قيمتي آدم حاضر مي‌شه كه به عمل زيبايي تن بده! آخر ديوانگي‌اي هم حدي داره! واقعا با چه هدفي اين كارو مي‌كنن؟ چهار نفر بهشون بگه واي بيني‌ات چقدر خوشگل شده يا بخاطر چشم و هم چشمي! يكي از همكلاسي‌هاي خودم اين سومين باري است كه به اتاق عمل مي‌رود تا دماغ مباركش رو به تيغ جراحان بسپارد بهش گفتن غضروف بيني‌اش مشكل پيدا كرده و بايد دوباره عمل كنه.

آخر نمي‌دانم چرا با آنچه كه خدا داده مي‌خواهيم بجنگيم و تغييرش بدهيم بابا حتما حكمتي در آن كار بوده! متاسفانه جوانان به جاي اينكه فكر كنند اگر زيبا نيستند (كه من اصلا به اين معتقد نيستم چون خداوند زيباست و در هر كسي زيبايي را مي‌توان پيدا كرد) مي‌توانند زيبايي هاي دروني و معنوي خودشون را كشف كنند ولي آنها به زيبا سازي مصنوعي مي‌پردازند. خوب واقعا در جامعه ما هم طوري شده كه به زيبايي بها مي‌دهند و معيار گزينش خيلي از مسائل  زيبايي شده ولي عقل آدم كجا رفته. مگر جونشون را از سر راه آوردند كه اينقدر راحت حاضرند از دست بدنش!

دخترها كه هميشه عشق زيبا شدن را با خودشون يدك مي‌كشن نمي‌دونم پسرها ديگه چرا اين كارو مي‌كنن.

وقتي خبرش را شنيدم واقعا متاثر شدم. آخر چرا؟ مگر غير اينه كه اين هم يه جور خودكشي حساب مي‌شه؟ پسر جواني كه در تبليغات ايكات خودنمايي مي‌كرد در اتاق عمل جان باخت. چرا؟ نمي‌دانم خنده داره يا گريه داره! رفته بود تو اتاق عمل تا گوشش را زيباتر كند! عمل جراحي براي زيباتر شدن گوش آن هم يه پسر! نمي‌دانم چه حسي بهتون دست مي‌دهد. ولي واقعا آدم فقط مي‌تونه سكوت اختيار كنه!

به هر حال روحش شاد.خودتون قضاوت كنيد كه اين كار عقلاني است يا نه!

نوشته شده توسط آيدا امير اصلاني در 17:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386

از يكنواختي و يك شكل بودن وبلاگم خسته شدم مي‌خوام تغييراتي ايجاد كنم فعلا تا اطلاع ثانوي همين رو تحمل كنيد تا ببينم چي كارش مي‌تونم كنم و چه بلايي مي‌تونم سرش بيارم.

نوشته شده توسط آيدا امير اصلاني در 11:33 |  لینک ثابت   •