تبليغاتX
آیدا: درخت و خنجر و خاطره!
اجتماعی
سخت ترين ديدار ... ديدار اوني كه به جاي همه عشقي كه بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش كني و باز مثل روز اول دلت بلرزه و حس كني هنوزم دوسش داري ... بخواي همه تنهايي رو كه به اميد برگشت دوبارش تحمل كردي تو گوشش فرياد بزني اما حتي نتوني... به چشماش نگاه مي‌كني كه بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوسش داري اما ببيني‌چشماش داد مي زنه كه دلش ماله يكي ديگس

اينم از قرمز آتشين!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 2:1  توسط آيدا امير اصلاني  | 

امروز سر كلاس بودم و استاد داشت درس مي‌داد. درهمين لحظه يك اس‌ام‌اس براي دوستم كه پيشم نشسته بود رسيد و اين اس‌ام‌اس سوژه خنده كلاس شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:52  توسط آيدا امير اصلاني  | 

به دنيا پا نهاده‌‌ اي

 

درست مانند:

 

كتابي باز، ساده و نانوشته ،

 

بايد سرنوشت خود را رقم بزني ،

 

خود، و نه، كس ديگر

 

چه كسي مي‌تواند چنين كند؟

 

چگونه؟

 

چرا؟

 

به دنيا آمده‌اي!

 

هم چون يك بذر زاده شده‌اي،

 

مي‌تواني همان بذر بماني و بميري ،

 

اما، مي‌تواني گل باشي و بشكفي،

 

مي‌تواني ؛

 

درخت باشي و ببالي!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 0:33  توسط آيدا امير اصلاني  | 

14 فوريه در اروپا و آمريكا چند قرني است به نام روز والنتاين يا روز عشق ورزيدن ناميده ‌شده و تمام عشاق در اين روز هديه اي را به معشوق خود مي‌دهند.

 چند سالي است كه جوانان ايراني هم روز والنتاين را جشن مي‌گيرند‌.برخي با اين موضوع مخالف هستند و برخي موافق كه اين اصلا به من مربوط نمي‌شه‌.فقط من مي خواهم در مورد تاريخچه آن براي شما بگويم شايد برايتان جالب باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 1:3  توسط آيدا امير اصلاني  | 

تنهايي من ، تنهايي تو وسعتش چقدره! اصلا واحد اندازه‌گيري تنهايي چيه‌؟ چرا ما آدم‌ها اينقدر بهم نزديكيم و اينقدر از هم دوريم.چرا بعضي از حرفهامون را نمي‌تونيم به كسي بگوييم حتي مي‌ترسيم تو سكوت، تو تنهايي‌مون به خودمون حرفهاي نگفته را بگوييم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 2:43  توسط آيدا امير اصلاني  | 

بازهم بيمارستان بازهم زير سرم بازهم شمردن ثانيه ها بازم خيره شدن به بطري سرم تا به انتها برسه تا قطره هاي آخرش  وارد خونم شود و پاشم سر پا بياستم لعنت به اين زندگي .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 23:29  توسط آيدا امير اصلاني  | 

چند روز پيش مستندي درباره  Nostradamusداشت پخش مي شد. شما كه حتما مي شناسيدش .به خودم گفتم ديدنش مي ارزد. به همين دليل تا آخرش وقت گذاشتم و ديدم.انصافا اين مستد را خيلي خوب و بي نقص ساخته بودند.

 

برايم خيلي جالب بود. اين مرد كه به عنوان پدر پيشگويان جهان لقب گرفته، همه تاريخ را بيش از 500 سال پيش ،پيش بيني كرد.مي گويند تا حالا 500 تا از پيش بيني‌هايش به حقيقت پيوسته و تاريخ جهان را ساخته و 500 تاي ديگر هنوز رخ نداده است.در مورد هيتلر پيش بيني كرده بود كه مردي با صليب كج و كوله مي آيد و جهان را به خون مي كشد.او ناپلئون بناپارت را هم پيش بيني كرده بود.

 

كشف آمريكا هم در كتابش اشاره شده و حتي گفته بود مي بينم كه مردم در ابرها با هم مي جنگند كه امروزه شاهد جنگهاي هوايي هستيم.در ادامه Nostradamus  مي‌گويد : (بجز هيتلر و ناپلئون) سومين ظالم جهان نيز جهان را به نابودي مي كشاند و اين جنگهايي كه به راه مي افتد 720 سال طول مي كشد در پي آن همه از فقر و گرسنگي مي ميرند ، تا اينكه شيطان نابود مي شود و از آن پس مردم 1000 سال در آرامش زندگي مي كنند تا اينكه در سال 3997 (اگر درست به خاطر داشته باشم ) جهان به طور كامل نابود مي شود و او در همين جا كتاب تاريخ خود را به پايان رسانده است . نمي دانم Nostradamus كه بوده و چقدر از پيش گويي هايش درست است ولي باور دارم تا اينجايي كه گفته درست بوده است.

 

خوب حالا همه اين حرفها گذشته ما در كجاي تاريخ هستيم آيا او نام ما را در كتابش آورده يا به آن اشاره كرده است؟ قطعا نه ! مي دانيد چرا؟ چون ما گوسفندان تاريخ هستيم و بودن و نبودنمان هيچ فرقي به حال تاريخ نمي كند و هيچ برگي از تاريخ به نام ما رقم نخواهد خورد.جاي افسوس است.

 

هر چند مي دانم هر كسي در درونش، خودش را آدم مهمي مي داند اما آيا واقعا همين طور است؟در تاريخ بدترين ها مثل يزيد و هيتلر و بهترين ها مثل امام حسين(ع) و نيوتن مي مانند.ما،گوسفندان تاريخ،براي چه پا به اين جهان خاكي گذاشته ايم وقتي هيچ كاري نمي توانيم بكنيم (شايد موقع خواندن مطلبم بگويي نه من آدم مهمي هستم مثلا خبرنگار فلان جا ولي اكر به وجدانت رجوع كني مي بيني هيچي نيستي و بعد از مرگت همه فراموشت مي كنند) .

 

يادم است يك روز دكتر قندي سر كلاس گفت: خبرنگار اگر بتواند در يك نفر تحول ايجاد كند رسالت خودش را انجام داده است. فقط يك نفر !؟ با يك گل بهار نمي شود به نظر من همان يك نفر را هم درست نكنيم بهتر است!چه زندگي ننگين و ذلت باريست وقتي بميري و بعد از مدت خيلي خيلي خيلي كوتاهي فراموش شوي!واقعا براي چي پا به زمين گذاشتيم فقط بخوريم ، ازدواج كنيم بچه دار شويم و بميريم !آره اين كارها را گوسفند هم مي كند .

 

گوسفند براي بقاي ماست و ما براي بقاي سازندگان تاريخ.براي ائمه اطهار عزاداري مي كنيم علم انيشتن و غيره را نسل به نسل به بچه هامون ياد مي دهيم و موقع آب خوردن مي گوييم لعنت خدا بر يزيد تا همه آنها را حفظ كنيم و باعث ماندگاري شان شويم .اي كاش اصلا نمي آمديم تا بار گوسفند بودن را نيز به دوش نكشيم!مي دانم خيلي ها ممكن است مخالف اين نظرم باشند ولي ........

 واقعا براي چي آمديم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 22:15  توسط آيدا امير اصلاني  |